تبليغاتX

عشق حقیقی
عشق حقیقی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
حقیقت بهانه

برای آمادگی در برابر آن زمان ، اگر هر گز آن زمان فرا رسد

زمانی که من تو را خواهم دید به نقص ها و معایب من اخم و ترشرویی می کنی 

وقتی که عشق تو با مشورت به رسیدگی برده می شود و به آخرین حسابش رسیدگی می کند

در برابر آن زمان که تو چون بیگانه ای خواهی گذشت ، و با آن خورشید که چشم توست ، سلامی سرسری و زورکی به من خواهی کرد، و قتی که عشق از آن چیزی که بود تغییر کرده و برای سرگرانی مستقر و پا برجای تو بهانه و دلایلی پیدا کرده است

در برابر آن زمان در اینجا درون شناخت شایستگی خودم برای خود پناهگاهی می جویم و این دست من علیه خودم بلند می شود و شهادت می دهد تا دلایل قانونی را به طرفداری تو حمایت کند.

در رها کردن من بیچاره تو قدرت قوانین را در اختیار داری زیرا برای عشق نه می توانم سببی بیابم و نه هیچ دلیلی بیاورم.( چون در کار عشق چون و چرا نیست )

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 12:16  توسط همراز | 
خزانه عشق

SohrabSepehri.com

همانطور که یک پدر فرتوت و فرسوده وقتی می بیند فرزند نیرومندش به امور جوانی می پردازد لذت می برد

من هم ، که از غم انگیز ترین و شدید ترین کینه و بدخواهی سرنوشت چلاق شده ام ، همه تسلی خاطرم را در راستی و ارزش تو می یابم

زیرا خواه ایمان، اخلاق، زیبایی، اصل و نسب،یا ثروت ، یا هوش، یا هر یک از اینها ، یا همه آنها یا بیشتر از آنها که بر بالا می نشیند (و همه را تو داری) به تو حق می دهند که تو بر مسند سلطنت در میان آنها جا و مقر گیری.

من عشقم را باین خزانه پربرکت پیوند می زنم.

پس من نه چلاقم ، و نه ناچیز و نه حقیرم، مادامیکه این سایه چنین سرمایه ای به من می بخشد که در وفور و فراوانی آن بی نیاز می شوم و با قسمت و جزئی از آنهمه جلال تو زندگی می کنم.

ببین آنچه از همه بهتر است ، آن بهترین را ، برای تو آرزو می کنم.

اگر این آرزو برآورده شود آنوقت من ده بار و ده برابر خوشوقت تر و خوشبخت تر می شوم. 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 12:9  توسط همراز | 
وداع
ای پروگار من ، ماه مبارک رمضان برای ماماهی شایسته ستایش بود.

با ما در این روز سی روز صحبت نیکو داشت و به ما سودی بسیار ، سودی که از جهانیان سنگین تر و گرانمایه تر باشد رسانید و پس از سی روز ما را ترک گفت.

ما را وداع کرد و در آن هنگام که ماه مبارک رمضان را وداع می کردیم سخت اندوهناک و دلتنگ بودیم چنانکه گمان داشتیم عزیزترین کسان ما می خواهد ما را وداع کند.

بار فراقش بر ما سنگین بود و سفرش از دنیای ما ما را به کدورتی عمیق در افکند.همواره یاد او کنیم و حق او محترم می شماریم .

ما می گویم :

درود بر تو ای ماهی که بنام مقدس الهی نامبردار شده ای

درود بر تو ای ماه خدا ، ای ماه مسرت و ای عید سعید اولیای خدا.

                                                                                            برداشتی از صحیفه سجادیه

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 16:18  توسط همراز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در نگاهم فقط تو را ميبينم ...
فقط تو را ...
در خواب و در بيداري ... در هر حالي که باشم تو در برابر ديدگانم جاي داري ...
چشمها ، آينه دروني انسانهاست ... آينه قلب آنهاست
و حضور سبز تو ، نه فقط قلبم که تمام وجودم را پر کرده ...
بر چشمهايم خرده مگير ...
آنها فقط درونم را نشان ميدهند ...
درون مرا که از « تــــو » پر شده است ...

نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
خلوت دل
  از خاک عشق....
  حتی اگر بهار نیاید
  قصه ی ما
  صدای شکستن خاطره ها
  ...دل نوشته هایم برای
  مسعود ده نمکی
  سکوت شبانه
  ساقی
  عشق حقیقی راهش از هوس جداست
  شور عشق
  تنها شدی بیا
  شبهاي لاهيجان
  از امشب با هم تنهاييم
  سخنی نیست ...
  حرفهایی از روی سادگی
  تینا تنها
  يك نگاه تازه
  صداي خوش
  در من مرا در یاب
  عشق خفن
  روزگار تنهايي
  هزار و یک شب
  حجم عشق
  من سردم است و انگارهیچ گاه گرم نخواهم شد
  حصار سکوت
  دریای شیشه ای
  نگاه نو
  آشیانه شعر
  عروج
  صيغه
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar





Powered by WebGozar

td>
 
خوش آمدید