تبليغاتX

عشق حقیقی
عشق حقیقی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
ماه خدا
ستایش ویژه ذات اقدس خداوندیست که ما را بادای ستایش هدایت فرمود و اهلیت ستایش گویی به ما اعطا کرد تا در برابر آلا و نعمای وی در صف سپاسگزاران قرار گیریم و پاداشی که به نیکوکاران همی دهد بما نیز عنایت فرماید و مارا از محسنین و حق شناسان شمارد.

ستایش ویژه ذات اقدس خداوندیست که دین مبین خویش را بما واگذاشت و  ما را به ملت غرای خود شرف بخشید و براه احسان هدایت فرمود تا بیاری و عنایت وی راه احسان پوئیم و نعمت رضوان وی دریابیم. آن ستایش بدرگاه وی آوریم که شایان قبول باشد و رضایت ذات الوهیت را برای ما تامین کنید.

ستایش ویژه پروردگاریست که ماه مبارک رمضان را نیز راهی از راههای خیر و رحمت شمرد و این ماه را بنام مقدس خود افتخار و شرافت داد.

ستایش ویژه درگاه اوست که ماه رمضان را ماه روزه ، ماه سلم و صلاح ، ماه طهارت ، ماه تهذیب و ماه نماز و عبادت قرار داد.

این ماه را به نزول قرآن مجید احترام و اعتبار داد و قرآنی را که مشعل هدایت و راهنمای راستگویی بشریت است با آیات بینات در این ماه به قلب نازنین پیامبر خویش فرو فرستاد و فضیلت ماه رمضان را بر ماههای دیگر روشن و آشکار ساخت .

الذی انزل فیه القرآن . هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان

بموجب مقررات مقدسه و فضایل عالیه این ماه را بر یازده ماه دیگر برتری داد . آنچه در ماههای دیگر حلال است در این ماه تحریم شده است تا عظمت و جلالش آشکار شود و خوردن و آشامیدن را در این ماه به وقت ویژه ای اختصاص داد تا کرامت و حرمتش بر ملا گردد .

و در این ماه شبی بوجود آورد که بر هزار شب رجحان و برتری دارد و نام این شب عزیز و عظیم را شب قدر گذاشت .

                                                                                              برداشتی از صحیفه سجادیه

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 12:43  توسط همراز | 
عشق پنهان
عشق من بیشتر و قوی تر می شود اگر چه ظاهرا ضعیف تر بنظر می آید.

من کمتر عاشق نیستم اگر چه تظاهر بآن کتر نمایان می گردد .

عشقی را که زبان صاحب آن گرانبهایی قدر او را همه جا جار می زند بصورت کالایی در می آید که به خرید و فروش می رسد.

عشق ما نو و تازه بود و آنوقت فقط در فصل بهار بود وقتی که من عادت داشتم آنرا با شعر و سرودم استقبال کنم ، همانطوریکه بلبل در اوایل تابستان می خواند و در رشد و افزایش روزهای رسیده تر از خواندن باز می ایستد و لب به سخن وا نمی کند 

 نه از آن جهت است که اکنون تابستان از ایامی که بلبل با نوحه سرائیهای غم انگیزش ، شب را به سکوت و آرامش می خواند لطف و صفای کمتری دارد

بلکه از این جهت است که بر گردان های موسیقی سرکش و بی نظم بر روی هر شاخ و شاخه ای طنین می افکند و تکرار می شود ، و شیرینی هائی که متداول و مشترک می شوندلذت لطف و دلپذیری خود را از دست می دهند .

بنابر این من نیز مثل بلبل گاهی زبانم را نگهمیدارم برای اینکه نمی خواهم با آوازم ترا دلگیر و ملول سازم. 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 19:39  توسط همراز | 
حقیقت زندگی
روزي غرق در فکر ناگهان خود را در دياري دور دست يافتم
ديدم کامل مردي در کنار من است با نگاهي مهربان
به نر مي از من پرسيد: چرا اين طور گرفته اي ؟
گفتم فکرم پريشان است
گفت : شايد از من کمکي ساخته باشد
گفتم به دنبال حقيقت مي گردم
گفت : در خود فرو رو کليدش را در قلبت مي يابي
چگونه؟
(( خيال هايت را کنار بگذار و نيتت خالص کن آن وقت حقيقت در قلبت مي تابد ))

پرسيدم : از کجا بدانم حقيقت است که  مي تابد؟
پاسخ داد : در اين مرحله اوليا و انبيا را همه بر حق بيني و تفاوت بين اديان نمي گذاري يعني به مرحله خود شناسي گام نهاده اي
مرحله خود شناسي؟
<< در مرحله خودشناسي مي داني که از کجاآمده اي
چرا به اين دنياآمده اي در اين جا چه بايد بکني و بعد به کجا مي روي >>
گفتم نمي دانم در اين جا چه  بايد  بکنم؟
گفت : به وظايفمان عمل کنيم به ديگران خير برسانيم و بکوشيم انسان واقعي باشيم
انسان واقعي ؟
(( بله کسي که به راستي دلسوز، نيک خوه ، و نيک خواه باشد از شادي ديگران شاد و از غمشان غمگين شود و در پي ياري به ديگران باشد))
چگونه؟
(( با ديگران هميشه همان باش که مي خواهي با تو باشندو هرچه بر خود نمي پسندي بر ديگران مپسند))
گفتم :
گفتنش آسان است ................
او ادامه داد
اما به کار بستنش دشوار
گفتم: نشيب و فراز زندگي گاهي عرصه را بر من تنگ مي کندو مطمئن نيستم آيا روزي به سعات واقعي برسم
گفت : در راه حقيقت سعادت واقعي بازگشت به سر منزل ازلي است.
سرمنزل ازلي؟
بازگشت به همان جايي که از آن آمده ايم اما داناتر و مهربان تر اين همه را از کجا مي داني ؟
لبخندي زد و گفت : عمرهايي تحقيق و تجربه


 .............ممنونم حالم خيلي بهتر است . فکري کردم و پرسيدم؟

اماشايد باز سئوالاتي داشته باشم مي شود دوباره شما رو دید
با لبخندي مهربان دستي بر شانه ام گذاشت و گفت :

هر وقت که بخواهی در کنارت هستم

2 نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 12:15  توسط همراز | 
عشق حقیقی
مادامی که که تنها من ، کمک و یاری تو را می طلبم،تنها شعر من تمام زیبایی و ظرافت و لطف ترا در بر داشت.اما اکنون ابیات لطیف من لطف خود را از دست می دهند و قریحه و الهام بیمار من جا به دیگری می پردازد.

محبوب عزیزم

من قبول دارم که دلپسندی و کار دلربایی تو شایسته قلم با ارزشتری است،معهذا آنچه را که آن شاعر تو برای تو می سازد از تو می دزدد و  دوباره همان را به تو پس می دهد . او بتو فضیلت و حسن می بخشد و این کلمه را از رفتار تو دزدیده است . زیبایی را که بتو می دهد در صورت و گونه های تو یافته است .

او نمی تواند هیچ تمجید و ستایشی را به تو عرضه کند بجز آنچه در تو وجود دارد.

بنابر این برای آنچه او می گوید از او سپاسگذاری مکن زیرا آنچه را او بتو مدیون است تو خودت می پردازی

2 نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 7:36  توسط همراز | 
عشق راستین

آیا این خواست تست که نقش و خیال تو در شبهای خسته و خسته کننده پلک های سنگین مرا باز نگهدارد؟

آیا تو می خواهی که خوابهای راحت و آرام من قطع شود و

پریشان گردد در حالی که سایه ها و تصاویر شبیه به تو دید مرا فریب می دهندو مرا دست می اندازند.

این روح تست که از پیش خودت می فرستی تا از خانه اش آنقدر دور شود.

و بسر وقت من  آید و اعمال مرا کاوش کندو ساعات فراغت و رسوائیهای مرا کشف نماید. آیا کار جسارت تو و رسائی آن باینجا رسیده است؟

اُ ، نه ، عشق تو هرچند زیاد باشد ، به این عظمت نیست . این عشق من است که چشم مرا بیدار نگه می دارد، و این عشق راستین من است که استراحت مرا می شکند، و برای خاطر تو همیشه نقش پاسبان و مراقبت را بعهده می گیرد.

برای خاطر تو من بیدارم هنگامیکه تو در جای دیگر بیدار و شب زنده داری ،

از من چه دوری و با دیگران چه بسیار نزدیک .

2 نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 7:31  توسط همراز | 
13 نکته از (گابریل گارسیا مارکز)
۱ـ دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

۲ـ هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی داردباعث ریختن اشکهای تو نمی شود.

۳ـ اگر کسی آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴ـ دوست واقعی کسی است که دست تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵ ـ بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

۶ ـ هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

۷ـ تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی .

۸ ـ هرگز وقتت را برای کسی که حاظر نیست وقتش را برای تو بگذراند نگذران .

۹ـ شاید خدا خواسته که بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را در این صورت وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گزار باشی .

۱۰ـ به چیزی که گذشته غم مخور به انچه پس از ان آمد لبخند بزن.

۱۱ـ همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکن .

۱۲ـ خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از انکه شخص دیگری را بشتاسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .

۱۳ ـ زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

2 نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 7:23  توسط همراز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در نگاهم فقط تو را ميبينم ...
فقط تو را ...
در خواب و در بيداري ... در هر حالي که باشم تو در برابر ديدگانم جاي داري ...
چشمها ، آينه دروني انسانهاست ... آينه قلب آنهاست
و حضور سبز تو ، نه فقط قلبم که تمام وجودم را پر کرده ...
بر چشمهايم خرده مگير ...
آنها فقط درونم را نشان ميدهند ...
درون مرا که از « تــــو » پر شده است ...

نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
خلوت دل
  از خاک عشق....
  حتی اگر بهار نیاید
  قصه ی ما
  صدای شکستن خاطره ها
  ...دل نوشته هایم برای
  مسعود ده نمکی
  سکوت شبانه
  ساقی
  عشق حقیقی راهش از هوس جداست
  شور عشق
  تنها شدی بیا
  شبهاي لاهيجان
  از امشب با هم تنهاييم
  سخنی نیست ...
  حرفهایی از روی سادگی
  تینا تنها
  يك نگاه تازه
  صداي خوش
  در من مرا در یاب
  عشق خفن
  روزگار تنهايي
  هزار و یک شب
  حجم عشق
  من سردم است و انگارهیچ گاه گرم نخواهم شد
  حصار سکوت
  دریای شیشه ای
  نگاه نو
  آشیانه شعر
  عروج
  صيغه
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar





Powered by WebGozar

td>
 
خوش آمدید